news





طرح پیشنهادی تشکیل هسته های مستقل و مخفی مردمی جهت مبارزه با نظام استبدادی جمهوری اسلامی و تاسیس نظام دموکراتیک ملی (قدم دوم)

طرح پیشنهادی تشکیل هسته های مستقل و مخفی مردمی جهت مبارزه با

نظام استبدادی جمهوری اسلامی و تاسیس نظام دموکراتیک ملی (قدم دوم)

 

پیشگفتار

با توجه به طرح گذار از جمهوری اسلامی به نظام دموکراتیک ملی (قدم اول)، در گذار از جمهوری اسلامی ما تکیه به نیروهای مردمی و توانائیهای ملت بزرگ ایران خواهیم داشت. از این رو نیازمندم سازمان و ساماندهی تمامی نیروهای مردمی و پیوند جنبشهای دموکراسی خواه و آزادی طلب ملی هستیم. همچنین با توجه به پتانسیل موجود در مردم و رواج و شکوفائی تکنولوژی ارتباطات در بین مردم، بویژه در نسل جوان، میباید روشهائی انتخاب شود که از این امکانات بوجود آمده استفاده های کامل بشود.

در خصوص گذار و نحوه مبارزه با نظام استبدادی روشهای بسیاری تا کنون پیشنهاد شده است؛ در این خصوص میتوان از تحقیقات و رساله جین شارپ (1) نام برد. اما این یاداشت بیشتر بر اساس تجربیات خودم که در سالهای 60 تا 70 که با پخش اعلامیه و دیوار نویسی و تشکیل گروه کوچکی برای مبارزه با استبداد تشکیل داده بودیم و انها را بصورت پیشنهاد در اختیار قریب بیست تن از فعالین داخل و خارج از کشور قرار داده بودم ، تنظیم کرده ام.

در واقع هسته اولیه بررسی و تحقیق را همین بیست فعال تشکیل داده  و قریب به یک سال از اجرای میدانی این طرح میگذارد. نحوه بررسی اولیه را جهت حفظ امنیت فعالین طوری تنظیم کرده بودم که حفاظت آنها کاملا در نظر گرفته شود. از سوی دیگر بر اساس طبیعت خود طرح فعالین از تمامی گرایشهای سیاسی انتخاب شده بودند وجه مشترک آنها دموکراسی خواهی و آزاد منشی آنها بود.

هدفها و روش اجرا پروژه را برای آنها توضیح داده شده بود، انها در سه گروه جدا گانه که از طریق من به هم متصل شده بودند در جریان تصمیمات یکدیگر قرار میگرفتند. البته بسیار وقت گیر بود، ولی راهکار بهتری برای حفظ امنیت آنها پیدا نکرده بودم. همراهان این پروژه، بعد از توضیحات اصول این پروژه، موافقت شان را با آن اعلام کردند. این اصول به صورت ساده عبارت بودند از؛

1- هسته های جنبش آردا میباید مستقل و از نظر ساختاری به صورت افقی اداره شوند.

2- اعضاء هسته ها میتوانند با هر گرایشی، جمهوری خواه، پادشاهی، لیبرال، سوسیال دموکرات، تمرکزگرا، غیر متمرکز یا فدرالیست، باشند.

3- تمام اعضاء میباید به اصول زیر باورمند و در جهت آنها گام بردارند.

الف) تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشور

ب) باورمندی به اعلامیه جهانی حقوق بشر.

ت) جدائی دین و ایدئولوژی از نهادهای حکومتی

پ) نفی کامل جمهوری اسلامی

ث) عدم ترویج سیستم سیاسی خاص و سازمان یا نهاد سیاسی خاص

4- فعالیتهای هسته ها در جهت رسیدن به آزادی، رفع تبعیضات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه و مبارزه برای برقراری عدالت و رفاه اجتماعی، تمرکز یابد.

 

بعد از بحثها و گفتگوها؛ اعضاء گروه تصمیم به انتخاب نامی برای خودشان شدن گرفتند. این نام را از روی هدفهائی که بدنبالش بودند؛ آزادی، رفاه و دادگری، انتخاب کردند. آنها نام جنبش "آزادی، رفاه و دادگری ایرانیان" که مخفف آن- آردا- معنا دار هم شود، انتخاب کردند. اینگونه انتخاب نام، که از آخر و مفهوم خواسته ها بر آمده بود، برایم جالب بود. آنها هدفهای گروه را مد نظر گرفته بودند و از سوی دیگر با مخفف کردن آنها بدنبال بدست آوردن کلمه "پر" معنی بودند که نمایانگر محتوای خواسته گروه شان باشد.

کلمه اردا، به معنی؛

الف) اردا. [ اَ ] (اوستایی، ص ) ارتا. ارت. ارد. مأخوذ از اَرتَه و اَرِتَه اوستائی و رتَه سانسکریت بمعنی درستی و راستی و پاکی و تقدس و مجازاً مقدس

ب) اردا ( مصدر ) هک کردن، هک ساختن، نابود کردن، نیست گردانیدن .

 

انتخاب نام مرحله اولیه بود و در پایان آنها توانستند به توافقها و موفقیتهای بیشتری برسند. همین موفقیتها دلیل معرفی پروژه "اردا" به عنوان قدم دوم برای گذار از جمهوری اسلامی به نظام دموکراتیک ملی، شد. این پروژه امتحان میدانی خودش را پس داده و به نتایج مطلوبی هم دست یافت که در سطح کشور نتیجه فعالیتهایش مشهود بود.

در پایان دلایلم، لازم میبینم که تاکید کنم که برای پیروزی بر نیروهای استبداد و نابودی جمهوری اسلامی، ملت ایران نیازمند به سازماندهی و ساماندهی هستند، که دو هدف اولیه زیرا را دنبال کنند؛

الف) آگاهی به درک و چگونه رسیدن به دموکراسی و بر قراری نظام دموکراتیک در کشور

ب) تاکتیکها و روشهای مبارزه "جمعی" با نیروهای استبدادی و سرکوبگر برای نابودی جمهوری اسلامی

 

پروژه جنبش اردا، توانسته در هر دوی این دو اصل دستیابی های قابل ملاحظه ی بدست آورد. در زیر این پروژه را خدمت تان تقدیم میکنم.

 

آشنایی با جنبش آزادی، رفاه و دادگری ایرانیان- آردا

جنبش آزادی، رفاه و دادگری ایرانیان- آردا ، یک جنبشِ مطالبه‌گر ملی است. یک ایده‌ی جدید، در راستای اتحاد همه‌ی شهروندان خواهان کسب حقوق سیاسی، مدنی، انسانی، اجتماعی و اقتصادی است. البته، با حفظِ هویت گروهی، سازمانی، و حزبی شان، برای گذار از نظام استبدادی حاکم بر کشوراست، تاسیس شده است. هر یک از ما، به عنوان شهروندان، می‌توانیم در کنار فعالیت‌های فکری و مبارزاتی اختصاصی خودمان، در گروه، سازمان و حزب خویش، در جنبش آردا نیز، حضوری اثر گذار و رهایی ‌بخش داشته باشیم. حضوری گسترده شهروندان مطالبه‌گر میهن‌مان برای رسیدن به ایرانی آباد و آزاد وقتی مفهوم بخش است که مردم توان سامان و سازماندهی خودشان در هسته های مستقل شکوفا کنند.

نیاز به اتحاد در عمل برای رسیدن به برپایی نظام دموکراتیک ملی

 آری! نیاز به اتحاد، یک حس همیشگی فعالان دردمند جنبش تحول‌خواهی مردم ایران بوده است. و تلاش‌های بسیاری نیز، در راستای تحقق این امر حیاتی، صورت گرفته است، و انرژی‌های بسیاری هم، به هدر رفته است. اما، آنچه که، در این میان، سخت تعجب‌آور است، فقدانِ هرگونه ابتکار و نوآوری، در چگونگی ایجاد این اتحاد، است. چون همیشه، این فعالان هم، به همان راهی رفته‌اند، که قبل از آنها همان راه ها را رفته بودند و بی‌ثمریش اثبات شده بود، یعنی: ایجاد یک "جبهه متحد ملی".

تشکیلِ جبهه موفق نبوده، چرا که، در ایران کنونی، امکان شکل‌گیری یک جبهه‌ی متحد ملی پایدار، جهت اتحاد گروه‌ها، سازمان‌ها، و احزاب گوناگون حاضر در جامعه، به دلایل بسیاری، از جمله، توهم خود بزرگ‌ بینی، خودمرکزبینی، خودکامگی، و سهم ‌خواهی بیش از "حد" و از همه مهم تر توان سرکوب و نفوذ عمیق و گسترده نیروهای امنیتی در نهادهای سیاسی و مدنی داخل و خارج از کشور، امکان بوجود آنها را بسیار کم کرده است. بنابر همین اساس، معتقدیم که، یکی از راه های نجات ممکن برای اتحاد شهروندان، در شرایط کنونی، شکل‌گیری یک جنبش ملی، در راستای اتحاد خود شهروندان است، و نه اتحاد گروه‌ها، سازمان‌ها، و احزاب ایرانی!

 ضرورت وجودی جنبش آردا

 از نظر ما، حضور هر شهروند خودآگاه و مسئول، حداقل در یک نهاد فکری- فرهنگی - سیاسی، امری ضروری و حیاتی است. تا هر فرد بتواند، آرزوها و آرمان‌های فردی و مرامی و ملی خویش را، پی بگیرد. و پیگیری این آرمان‌ها تنها با حضور در یک جنبش ملی حداکثری، به کمال خود خواهد رسید. در چنین صورتی است که، ما قادریم، از به هرز رفتن همه‌ی این تلاش‌های گوناگون و متفرق و متنوعِ جلوگیری کنیم، و آن تلاش‌ها را، در راستای رهایی خویش و ملت به کار گیریم.

جنبش و خودآگاهی ‌بخشی

بسیاری از فعالان جنبش تحول ‌خواهی مردم ایران، راه نجات این ملت را در خودآگاهی‌ بخشی به توده‌های مردم و تغییر "فرهنگ ملی" می‌دانند. و طبیعتا، شاید این انتظار را داشته باشند که، جنبشِ آردا نیز به این امر خودآگاهی‌بخشی یا فرهنگی به پردازد، و استراتژی خودآگاهی‌بخشی را در پیش گیرد. اما باید به صراحت اعلام کنیم که:

 استراتژی جنبش آردا، به پروژه "خودآگاهی دادن به مردم" به عنوان استراتژیش نگاه نمیکند، بلکه سازمان و ساماندهی مطالبه‌گران ملی و دموکرات را اساس استراتژیش خود قرار داده است. جنبش آردا بر این اعتقاد است که، رسالت خودآگاهی دادن به مردم، بخشی دیگر از رسالت نیروهای آگاه جامعه است، که باید، در گروه، سازمان، و حزب "خودشان"، به طور دائمی، و در درازمدت، بدان همت بگمارند. رسالت ما، نیروهای فعال جنبش آردا، کار فکری، فرهنگی، و خودآگاهی‌بخشی، نیست. بلکه، سازماندهی شهروندان مطالبه‌گر، برای رسیدن به رهایی، و دستیابی به آزادی‌های فردی و اجتماعی، از طریقِ روش‌های نافرمانی مدنی و خشونت پرهیز است.

ماهیت جنبش آزادی، رفاه و دادگری ایرانیان- آردا

اصلاح - انقلاب – براندازی

جنبش آردا، نه یک جنبش "اصلاح‌گر" فکری - فرهنگی – سیاسی است و نه یک جنبش "انقلاب‌گر" مخملی - توده‌ای - مسلحانه، و نه یک جنبشِ "برانداز" کودتایی است. بلکه، یک جنبش "مطالبه‌گری" است که به دنبال تحقق مطالبه‌های مورد توافق اکثریت مردم ایران است. البته جنبش، با توجه به توان جنبش و شرایط کشور، تاکتیکهای مبارزاتی جهت رسیدن به هدفهایش را انتخاب خواهد کرد. از نظر جنبشِ "آردا"، انتخاب هر یک از شیوه‌های مبارزه‌ی مطرح‌شده در بالا، توسط هر یک از اعضای جنبش، در گروه، سازمان، و حزب خویش، امری شخصی است، و جنبش، هیچ دخالتی و توصیه‌ای، درباره‌ی شیوه‌ی مبارزه‌ی شخصی اعضای جنبش، نخواهد داشت، و آنان قادرند که، در حین حضور در جنبش آردا، در راستای مطالبه‌گری ملی، به آن شیوه از مبارزه‌ی شخصی و سازمانی مورد نظر خویش نیز، ادامه دهند.

هر عضوِ جنبش، می‌تواند، براساسِ دیدگاه‌های ایدئولوژیک و استراتژیکِ خود، در گروه، سازمان، و حزبِ خویش، به دنبالِ اصلاح، انقلاب، و براندازی، باشد، اما، در رابطه‌ی با جنبشِ آردا ، تنها یک "مطالبه‌گر" است، که با پندار، گفتار، و کردارِ خویش، در جستجویِ تحققِ مطالباتِ جنبش عمل خواهد کرد.

مساله ایدئولوژی

جنبش آردا، فاقد هر نوع ایدئولوژی است. این جنبش، یک جنبشِ شهروند محور مطالبه‌گری است. البته، در چارچوب منشورش(2) که استوار شده بر منافع ملی و حقوق بشر، با پذیرشِ برابری حقوقی همه‌ی انسان‌ها، و نفی هر نوع تبعیض جنسیتی، نژادی، قومی، مذهبی، و طبقاتی است، عمل خواهند کرد. هر ایرانی، در هر نقطه‌ای از جهان، می‌تواند، با هر اندیشه و مرامی، یک "عضوِ ساده ی" جنبشِ آردا باشد؛ تا زمانی که به منشور و آرمانها ملی ان پایبند باشد.

مساله قدرت - آلترناتیو

 جنبش آردا، یک جنبش مطالبه‌گری ملی است.  نماینده‌ی جامعه‌ی مدنی است. قصد جنبش، "کسب قدرت" و "تصرف قدرت" نیست، بلکه، ایفای نقش یک جریانِ "ضدِ قدرت"، در برابرِ "قدرت" حاکم، است. جنبشِ آردا، آلترناتیو رژیم کنونی نیست. چرا که این مهم مربوط به سازمانها و احزاب سیاسی است که با آگاهی بخشی مردم به برنامه های سیاسی خود و کسب اعتماد مردم، نظام و دولت الترناتیو مورد نظرشان را به مردم معرفی و مردم با رای شان به آنها واقعیت میبخشند.

 پس، با توجه به ماهیت "ضد قدرت" جنبش، و فقدان هرگونه انگیزه و هدفی برای کسب قدرت، رسالت جنبش، تدوین یک برنامه‌ی حکومتی، تدوین یک برنامه‌ی اقتصادی، تدوین طرحِ اولیه‌ی یک قانون اساسی، و... نیست. و تنها رسالت جنبش، مشخص کردن مطالبات اساسی مورد تایید اکثریت مردم، و تلاشی عاشقانه و پیگیرانه، برای تحقق آن مطالبات، است.

هدف جنبش آزادی، رفاه و دادگری ایرانیان- آردا

 هدف جنبشِ آردا، "مطالبه‌گری" است. با شروعِ از کوچک‌ترین مطالبات مطرحِ در جامعه، مثلِ ورود زنان به ورزشگاه و پوشش اختیاری، و...، و ارتقای سطحِ مطالبه‌گری، به موازات رشد قدرت جنبش، با پیوستن مردم به آن در طول زمان، و سراسری شدنِ آن میتواند برسد. هدف نهائی جنبش آردا زمینه سازی، سازمان و ساماندهی نیروهای مردمی و رساندن مردم به مطالبه‌ی حداکثری، که سقف این مطالبات، تشکیل یک مجلس موسسان دموکراتیک و مردمی، برای تهیه‌ی یک قانونِ اساسی جدید و رسیدن به نظامِ دموکراتیک ملی و سرنگونی نظام استبدادی است.

 روشِ مبارزه

 روش مبارزه‌ی جنبش آردا ، "نافرمانیِ مدنی" است. و تا زمانی که، رژیم، خشونت را، از حد "معمول جهانی"، فراتر نبرده باشد، مبارزه‌ای است خشونت ‌پرهیز. با روش‌هایی چون: شعار و دیوار نویسی، اعتراض، میتینگ، اعتصاب، تظاهرات، توفان توئیتری، شکایت در مجامعِ بین‌المللی، تا اعتصابات سراسری و فلج کردن نظام حاکم، مبارزه را پیش خواهد برد. در صورت مواجه شدن جنبش با خشونت نامتعارف، جنبش به بررسی روشِ مبارزاتی خویش، برای مقابله‌ی با خشونت نامتعارف موجود خواهد پرداخت.

 

 شکل مطالبه‌گری

 جنبش آردا، در شکل مطالبه‌گری خویش، با دو گزینه روبرو است.

▫️ تک مطالبه داشتن؛

اول، تک مطالبه داشتن، و ادامه‌ی مبارزه تا دستیابی به آن مطالبه.

 

▫️ چند مطالبه داشتن؛

دوم، چند مطالبه داشتن، و پیش بردنِ مبارزه در چند جبهه، جهت درگیر کردن افراد بیشتری در جامعه، و وارد کردن فشار همزمان و بیشتری بر رژیم، ادامه خواهد داشت. این روش به دلیل درگیر کردن رژیم در چند جبهه، و با افراد بیشتری، و در نتیجه، پریشانی مسئولان رژیم در تصمیم‌گیری، فرسایش نیروهای سرکوبگر نظام را به فروپاشی نزدیک خواهد کرد.

 

رهبری جنبش

رهبری مستقیم مردمی

جنبش آردا ، فاقد آن نوع از رهبری، به معنای سنتی آن است. فاقد یک رهبر همه‌کاره‌ی کاریزماتیک که در راس هرامی اراده شخصی یا تصمیم سازمانی را به نیروهای زیر مجموعش تفهیم یا تحمیل کند، است. همچنین، فاقد یک کمیته‌ی مرکزی قدرتمند چند نفره است، که تعیین‌کننده‌ی همه چیز، و همه‌کاره است، و در نتیجه، فعالان و نیروهای مردمی هیچ‌کاره! رهبری جنبش، که از نظر ما، همان مدیریت، هماهنگی، و هدایت جنبش آردا است، یک نوع مدیریت دموکراتیک و جمعی است. در واقع شورای هماهنگی جنبش، بصورت "اورگانیک" در طول مبارزه از دل هسته های مستقل که شبکه هایش بوجود خواهند آمد.

با این روش خطر نیروهای نفوذی بسیار پایین خواهد آمد. از سوی دیگر، هسته ها با تمرین و استمرار در مبارزه با نیروهای سرکوبگر به دانش "رهبری" درخور نیروهای گردآمده خودشان خواهند رسید. در ادامه راه مبارزه و تشکیل "ائتلاف ملی"، که در رساله "قدم اول" توضیح داده ام، "ائتلاف ملی" به روشدی خواهد رسید که تشکیل دولت در تبعید و یا دولت موقت را خواهد داد. یا ممکن است که شورائی را برای رهبری انتخاب کند، در هر صورت بدلیل هژرمونی بوجود آمده و ارتباط نیروهای دموکرات ملی، شبکه های جنبش آردا بصورت عملی به عنوان بازوان شورا رهبری ائتلاف ملی یا دولت موقت در خواهند آمد.

تاکنون، در راس جنبش آردا، یک شورای انتخابی سی نفره، با عنوانِ "شورای هماهنگی جنبش"، تشکیل شده تا کارهای اولیه سامان و سازماندهی هسته های مستقل مردمی را فراهم نمایند. تمامیِ تصمیمهای شورای هماهنگی جنبش، از طریق شبکه‌های اجتماعی، به دور از فشارها و تهدیدهای امنیتی، به اعضای جنبش انتقال داد خواهد شد. در زیر این شورای هماهنگی جنبش، دو شورای همسطح و همتراز، قرار گرفته است. یکی، "شورای مردمی جنبش"، که محل گفتگوی شهروندان مطالبه‌گر است، و دیگری، "شورای برجستگان جنبش"، که محل گفتگوی برجستگان مطالبه‌گر است، که متشکل از روشنگران، روشنفکران، و شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، و... "خوش نام" است. در نهایت این دو شورا به زیر مجموعه "ائتلاف ملی" درخواهد آمد.

 مرکز تصمیم‌گیری جنبش، و رهبری این جنبش، خود شهروندان هستند، که اهداف، برنامه‌ها، و تصمیمات جنبش را، پس از بحث و گفتگو در شورای مردمی و شورای برجستگان، تعیین خواهند کرد. در حقیقت، رهبر جنبش، به معنای تعیین‌کننده‌ی همه چیز، خرد جمعی خود سر شبکه های جنبش است.

شورای هماهنگی جنبش

شورای هماهنگی جنبش، یک شورای سی نفره است، متشکل از پانزده نفر از شورای برجستگان جنبش، و پانزده نفر هم از شورای مردمی جنبش، که از طریق یک انتخابات مخفی دموکراتیک، انتخاب خواهند شد. شورای هماهنگی جنبش، کادرِ مرکزی یا نهادی بمانند آن نیست. تنها و تنها "مدیریت اجرایی جنبش" است، هماهنگ‌کننده‌ی تلاش‌های جنبش است.

شورای مردمی جنبش

 شورای مردمیِ جنبش، یک شورای مشورتی برای گفتگوی شهروندان مطالبه‌گر جنبش است. این گفتگوی شهروندان مطالبه‌گر، در فضای مجازی، و در گروه تلگرامی، زوم و دیگر سیستمها ارتباطی امن، انجام خواهد گرفت. در صورتِ ضرورت، در چند گروه ارتباطی، با همین نام، امکان ارتباط با یکدیگر فراهم خواهد شد. پانزده عضوِ اصلی نماینده‌ی شورای مردمی، در شورای هماهنگی جنبش، و پنج عضو علی‌البدل، با انتخاباتی مستقیم، و به صورت رایِ مخفی، از میانِ افراد حاضر در شورای مردمی، که برای حضور در شورای هماهنگی جنبش، کاندیدا شده‌اند، انتخاب خواهند شد. و به مدت شش ماه، در شورای هماهنگی، حضور خواهند داشت.

شورای برجستگان جنبش

شورای برجستگان جنبش، یک شورای مشورتی جنبش است. متشکل از روشنگران، روشنفکران، و شخصیت‌های "خوشنام" سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی جامعه، که رسالت‌اش، ارائه‌ی پیشنهادهای استراتژیکی و تاکتیکی، به کل جنبش است، که این پیشنهادها، توسط شورای هماهنگی و مدیران و اعضای جنبش، موردِ نقد و بررسی قرار خواهد گرفت. پانزده عضو اصلی نماینده‌ی شورای برجستگان جنبش، در شورای هماهنگیِ جنبش، و پنج عضوِ علی‌البدل، با انتخاباتی مستقیم، و به صورت رایِ مخفی، از میان افراد شورای برجستگان، که برای حضور در شورای هماهنگی جنبش، کاندیدا شده‌اند، انتخاب خواهند شد. و به مدت شش ماه، در شورای هماهنگی، حضور خواهند داشت.

 تمامی تصمیمات جنبش آردا، در شورای هماهنگی جنبش، متشکل از پانزده عضو انتخابی شورای مردمی و شورای برجستگان است، گرفته خواهد شد. تصمیمات گرفته‌شده، توسط "شورای هماهنگی جنبش" به اعضای جنبش فرستاده خواهد شد.

 

ماموریت و چشم انداز جنبش آزدای، رفاه و دادگری ایرانیان (آرادا)؛

 

پیشگفتار

همانطور که میدانید ملت و نهادهای سیاسی و مدنی، چه در داخل یا خارج از کشور، تلاشهای بسیاری کردند تا نظام استبدادی جمهوری اسلامی را به زباله دان تاریخ بسپارند. اما در این مبارزات روشهائی انتخاب و یا بصورت مهندسی شده ی به انها تحمیل شد که تلاشهای آنها را تا کنون بی ثمر کرده است. یکی از آنها مبارز در شبکه های اجتماعی است.

آنچه در شبکه های اجتماعی "مد" شده است، این است که در آن افرادی که زمینه و پتانسیل فعال بودن درشان بوجود آمده را در یک بن بست خسته کنند "مبارزاتی" و حرکت بی پایانی بر روی دایره دنیای مجازی قرار داده است. خبرهای تکراری و باز تولید شده، تبادل نظرهای بی پایانی که دو طرف آن نه همدیگر را میشناسند و نه با هم کار عملی را میتوانند انجام دهند، مبارزانی که شبها لایکها و یا دسته گلهای هدیه شده بهشان را میشمارند.

این بدین معنی نیست که فعالین دنیای مجازی خدمتی به جنبش آزادی خواه و ملی ملت ایران نکرده اند. بر عکس، فعالین در تیوتر، رویدادهای 88 ایران را نه فقط  زیر پوشش گرفتند، بلکه جهان را شوک زده از آنچه بر ملت ایران میگذشت آگاه کردند. خبر ها چنان با سرعت به اقساط نقاط جهان پخش میشد که خبرهای جهان را تحت شعاع خود درآورده بود.

همین موفقیتهای این شبکه های اجتماعی بود که نظام استبدادی را مجبور به تشکیل ستادهای مختلفی برای کنترل، اخلال و شناسائی مبارزان فعال در شبکه های اجتماعی کرد. با افزایش توان تخریبی در شبکه های اجتماعی، هرز چندگاه که موجی از اعتراضات مردمی بلند میشد، با فشار دکمه ای "صدا رسانی" و "سلسله اعصاب" ارتباطی مبارزان را در اینترنت قطع کرده و با سلولهای گیرنده، بحثهای ساختگی "موافق" و "مخالف" بر سر موضوعات حاشیه ای و گسترش دامهای اطلاعاتی برای شناسائی فعالین توانسته اند به موفقیتهائی دست یابند. عوامل اطلاعاتی توانسته اند با بحثها و استمرار فعالیت در گروه مجازی، خود را در ذهن مبارزان جوان "چهره" آشنا و قابل اعتمادی به تصور درآورند. تا در لحظه های حساس، نظم گروه را بهم زده و یا خواسته مهندسی شده ای سیستمهای امنیتی و اطلاعاتی را به اجرا درآورند.

اما از همه اینها مضر تر، تصور مبارز بودن و ایجاد "نبردهای" مجازی برای تغییرات بنیادی در کشور است. استبداد در دنیای واقعی در حال به تاراج و غارت اموال ملت و نابودی محیط زیست و در کل نابودی کشور و خار و خفیف کردن ملت در جهان است. از سوی دیگر، عاشقان ملت و میهن در حال مبارزه با استبداد دینی در دنیای مجازی هستند. چه نتیجه ای از مبارزه و نبردهای مجازی تا کنون بدست آوردند، البته به غیر از افشاء گری ها؟ آنچه بدست آمده از اینگونه مبارزات در نهایت، "دست گلها" و "لایکها" بود است که به عنوان افتخارات مبارزه هایشان بر روی صفحه منیتورشان میدرخشد. اما آنها توانسته اند استبداد را در جامعه ، حتی یک قدم به عقب ببرند؟

چگونه از این بن بست مبارزات مجازی خارج شویم؟

این پروژه، فعال کردن فعالین شبکه های مجازی در دنیای واقعی، در نظر دارد که از مزایای شبکه های مجازی بهره کامل را به عمل آورد  و در عین حال بر روی عوارض آنها پلی بسازد. از این رو طرح تشکیل هسته های 3 تا 5 نفره را تهیه و برای اجرا پیشنهاد میکند. این هسته ها بصورت مستقل و ساختار افقی, بدون فرمانده و یا کادر رهبری تشکیل و عمل خواهند کرد. اینگونه ساختار و عملکرد هسته های جنبش آردا را از خطر عوامل نفوذی و نشت خبر بدور نگه خواهد داشت. یا ردیابی آنها توسط سلولهای گیرنده و خبر چینهای نظام و در نهایت شناسائی کردن آنها توسط سیستم ها و دستگاههای اطلاعاتی بسیار سخت و تا حدی غیر ممکن خواهد شد. این گروه ها بعد از فعالیتهای متعدد و کسب دانش لازم در نحوه اجرای برنامه های مبارزاتی شان، تا مرز 6 نفر شدن پیش میروند. هر گاه اعضای گروه به 6 نفر برسد، گروه به دو گروه 3 نفره تقسیم و از هم جدا و بصورت مستقل از یک دیگر به فعالیت شان ادامه میدهند، (برای راحتی گروه های 3 تا 5 نفری را هسته های آردا مینامیم). ممکن است در بعض از موارد اعضا یک گروه بنا بر مسائل امنیتی و یا گسترش بیشتر تصمیم به تشکیل گروه های دیگر بگیرند، در این صورت، آنها اعضای گروه از هم جدا شده و هر کدام از اعضا، خود تشکیل دهنده گروه دیگری خواهند شد. هسته های آردا، توسط یک شورای هماهنگ کننده، در خارج از کشور و بدور از دسترس نظام جمهوری اسلامی است، با هم هماهنگ میشوند.

مزایای این روش در مستقل بودن هسته های 3 تا 5 نفری در شبکه گسترده است. بطوری که نیروهای نفوذی یا قطع و وصل سیستمهای اینترنتی، تاثیر چندانی بر روی فعالیتهای آنها نخواهد گذاشت. از سوی دیگر امکان به چالش کشیدن و تحقیر فعالیتهای گروه های آردا و ضربه زنی به طریقی دیگر هم هست. البته نقد سازنده خواهد بود و موجب تقویت و بهبود پروژه خواهد شد. آنچه مسلم است، مردم نتیجه کار گروهی هسته های آردا را خواهند دید و خود قضاوت خواهند کرد. در مبارزه با استبداد دینی، ملت بزرگ ایران نیازمند تفاهم و اتحاد در عمل تمامی فرزندان خلف و آزاده اش است تا  میهن را از شر دیو صفتان خرافه پرست نجات دهند.  

 

ساختار هسته های 3 تا 5 نفری

همانطور که در بالا آمد، ساختار گروه های آردا؛

1- افقی یا flat است که بصورت مثلث و یا ستاره در زیر نمایش داده شده است. چرا که در گروه های کوچک نظیر هسته های آردا به دلیل کوچک بودنشان، به تفاهم و درک مشترک راحت تر میرسند. این دو خصلت شرط لازم برای کار موفق گروهی کردن است.

 









نمای گروه های آردا

 

 

نمودار(1)

2- هر گروه بعد از انسجام و کارآمدی در فعالیتهای میدانی و پیدا کردن و کسب مهارتهای لازم، وقتی که از مرز 5 نفر عضو میگذارند و یا اعضا گروه سه نفر قادر به تشکیل گروه های دیگر باشند، از هم جدا شده و بصورت مخفیانه تشکیل گروه های مستقل دیگری را میدهند.

نمودار(2)

نمودار(3)

3- ارتباط هسته ها توسط  شبکه یکسو آزاد، به نام شورای هماهنگی جنبش، که به دلایل امنیتی در خارج از کشور

 قرار دارد انجام میشود. این ارتباط بصورت هرمی و یا از بالا به پایین نخواهد بود و فقط بصورت شبکه ای جهت هماهنگی فعالیتهای مشترک و همزمانی کردن فعالیتهای آنها با هم، توسط شبکه، شورای هماهنگی جنبش، مرتبط میگردند.

نمودار(4)

در این سیستم حتی ماهیت اعضای تشکیل دهنده هسته های آردا، برای شبکه نیز مخفی است. در واقع کل شبکه آردا، بنوعی قابل تشبیه به سیستم "تیر شکسته" یا " دکترین کاتولیک" است.

روش کار در سیستم "تیر شکسته" بدین صورت است، واحدهای ویژه از نیروهای نظامی به پشت خطوط نظامی دشمن ارسال میشوند. آنها در تمام طول ماموریت شان در "سکوت کامل رادیوئی" بسر میبرند. یعنی برای مشکلات، نحوه اجرا عملیات و غیره بر اساس اصول تعیین و تعلیم داده شده، آزادانه به بهترین شکل ممکن میتوانند ماموریت شان را به انجام میرسانند.

در سیستم "دکترین کاتولیک"، کشیشان مسیحی که بسیار پیر و فرتوت بودند و قادر به سفرهای طولانی و سخت به مناطق صعب العبور نبودند، جای خودشان را به نیروهای جوان و تعلیم دیده ای میدادند. تعلیمات این کشیشان و مروجین جوان، با اینکه در حد یک کشیش "متوسط" هم نبود، ولی تا حد زیادی اختیارات "پاپ" را جهت اجرای مراسم و آیین مسیحیت و به آیین مسیح دعوت کردن مردم افریقا، آسیا و مناطق بسیار دور دست بودند. در واقع ارتش و یا پاپ نمی توانستند بصورت مستقیم در "محل" وجود داشته باشند و یا از وضعیت نیروهای ویژه شان باخبر باشند. ولی آنها بصورت مستقل "ضربات لازمه" را به "دشمن" وارد و یا "پیام مسیح" را بصورت موثری به "ناباوران" میرساندند.

لطفا به نمودار(5) توجه فرمایید.